تبليغاتX
هرچی که دلت بخواد

از گورخری پرسیدم: تو سفيدي، راه راه سياه داري ؛يا اين كه سياهي، راه راه سفيد داري؟

گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:

تو خوبي ،فقط عادت هاي بد داري ؛يا بدي و چند تا عادت خوب داري؟

ساكتي ،بعضي وقت ها شلوغ مي كني؛ يا شيطوني، بعضي وقت ها ساكت مي شي؟

ذاتآ خوشحالي، بعضي روز ها ناراحتي؛يا ذاتآ افسرده اي ،بعضي روز ها خوشحالي؟

لباس ها يت تميزن، فقط پيراهنت كثيفه يا كثيفن و فقط شلوارت تميزه؟

و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيدو بعد رفت.

ديگه هيچ وقت از گورخر ها درباره ي راه راهاشون چيزي نمي پرسم!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 14:10  توسط یه بنده خدا  | 

اگه گفتي شباهت پسر خوب با دايناسور چيه ؟
شباهتشون اينه كه نسل هر دوشون منقرض شده.


يه روز يه سوسكه اكس ميزنه ميره زير لنگه كفش ميگه بكش لامسب بكش.

يه بار يه دختر زشت به دوست بسرش ميگه شباهت من و خورشيد چيه ؟ميگه نميشه به دو تاتون مستقيم نگاه كرد.

اگه يك روز ديدي مگسي روت نشسته اونو كيش نكن چون بدون كه يك گوهي شدي ؟


پسره به دوستش ميگه اگه شب بخوابم پيش خواهرت ناراحت ميشي دوستش ميگه نه تازه بي حساب ميشيم.

يه روز از يه بجه ميپرسن ننه بابات چطورن ميگه روزا مثل سگ و گربه شبا مثل پيچ و مهره.

پليس دنبال يه معتاده مي كنه معتاده خودشه پرت مي كنه تو جوب پليسه ميگه بيا بالا دستگيري. معتاده ميگه نه ديگه اشتباه كردي اينجا حوزه ي نيرو درياييه.

يه روز يه مادره داشته براي بچش لالايي ميخونده,وقتي لالاييش تموم ميشه,بچهه ميگه:حالا ديگه خفه شو ميخوام بخوابم!!!

 يه رشتي به زنش ميگه يه چيز بگم راستش رو ميگي ميگه آره مرده ميگه تا حالا پيش چند تا مرد خوابيدي زنه ميگه به خدا فقط پيش تو خوابيدم بقيه بيدار بودن.

به يه لره ميگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفيا لره... جسيكا تي لر...لره و هاردي... تازاش هم يه مولكول كشف كرديم كه اسمش اينه كلر .....

ميدوني فرق گاو با زيدان چيه؟
گاو اول بهش قرمز نشون ميدن بعد شاخ ميزنه ولي زيدان شاخ ميزنه بعد بهش قرمز نشون ميدن

تست كنكور هنر: اولين هنري كه پس از ديدن چهره آرايش كرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟ الف: مينياتور. ب: صافكاري، بتونه كاري و نقاشي اتومبيل!!!! ج: دوپينگ!!!! د: من به ناموس مردم نگاه نميكن

به تركه ميگن :ديشب اسرائيل لبنان زد..مي گه :جون من ..مگه ايتاليا اول نشده بود

يه رشتيه باتركه قدم ميزنه رشتيه : برم خونه الان برميگردم چنددقيقه بعد عصباني برميگرده تركه : چي شده رشتيه : رفتم ديدم مرديكه توخانه با زنم نشسته بود تركه: نكشتيش رشتيه: تورشت كه نميشه هرروز خدا ادم كشت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:20  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:11  توسط یه بنده خدا  | 

ترکه چند وقت نميره سر کار بعد وقتي مي ره ازش ميپرسن چرا نيومدي ميگه آخه پدرم فوت کرده بعد ميپرسن چرا زخمي هستي ميگه آخه وقتي داشتم خاکش مي کردم خيلي مقاومت کرد!!!!!!!!!!!!!!!

يك نفرغذايش روئميزرستوران است مي خواهدبه دستشويي برودبه خاطراين كه كسي به غذايش دست نزندنامه نوشت كه كسي به غذايم دست نزندقهرمان بكس ميرودوبرميگرددومي بيندغذايش نيست وبرايش نامه نوشتندمن غذايت رابردم قهرمان دو.

وقتي سينتو چنگ ميزنم وقتي رونتو گاز ميگيرم وقتي گردنتو ليس ميزنم اوه مرغ كنتاكي فراموشت نميكنم.

ريدن بچه پنج نوع است 1-درپنج سالگي ميرينه به اعصابت
2-درپانزده سالگي ميرينه به هيكلت3-در بيست سالگي ميرينه به پولت4-در بيست وپنج سالگي ميرينه به آبرت5-وقتي هم مردي ميرينه به روحت.

به يكي ميگن با بنزين جمله بساز مي گه خوش به حالتون كه سوار بنزين.

به دريا مي نگرم تورا مي بينم به صحرا مينگرم تورا مي بينم نميدونم كي رو عينكم ريده.

دوستان عزيز اميدوارم درسال جديد پله هاي طرقي را يكي يكي طي بكشيد.

تو در قلب مني تو در خون مني رفتم دكتر گفت انگل داري.

نگاه اولت بر من اثر كرد,نگاه دومت ديوانه ام كرد, نگاه سومت عاشق ترم كرد, نگاه چهارمت ديگه هيز بازي بود.

دنيا را بدون خانمها تصور كنيد: بازارها خالي، پولها اضافه، خيابونها خلوت، مخابرات ورشكست شده، شيطون بيكار!

دانشجو اگر عاشق شود بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه حذف ترم با عشق ممكن مي شود.

به لره ميگن شما آدم مشهور هم دارين ؟ميگه بله:
صوفيا لره
اليزابت تاي لر
و ماده اي به نام كلر.

آن چيست كه آقايان از جلو ميدهند و خانمها از عقب؟؟؟؟؟؟؟ فكر بد نكن بليط اتوبوسه......

گفتي بخواب خوابيدم گفتي باز كن باز كردم درد داشت تحمل كردم وقتي كارش تموم شد خون اومد ترسيدم آخه اولين بار بود دندونمو ميكشيدم.

زراعيل ميره سراغ قزوينيه ميگه شناسنامت كجاست ميخوام باطلش كنم قزوينيه ميگه زيرفرشه

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 10:31  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 13:14  توسط یه بنده خدا  | 

قزوينيها به برادر زن مي گن اشانتيون.

يه روز يه ادمي كه خيلي با ادب بود به يه لره ميرسه ميگه اقا خيلي ببخشيد خيلي عذر مي خوام روم به ديوار اسم شما چيه؟ لره ميگه اين جور كه تو ميگي حتما انم ديگه.

چشمانت وقتي زيباست كه مال اشك باشه اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه عشق وقتي زيباست كه مال تو باشه تو وقتي زيبايي كه دستت تو دماغت باشه.

مي دوني چرازنا كمتر فوتبال بازي مي كنند ؟ چون كمتر زني پيدا ميشه كه حاضر باشه با ۱۰ نفر ديگه يه جور لباس بپوشه.

به يك خارپشت ميگن بزرگ ترين آرزوت چيه ؟ ميگه يك روز من را بغل كنند .
به يك پنگوين ميگن بزرگ ترين آرزوت چيه ؟ يك عكس رنگي بگيرم .

تركا سفينه مي سازن, و با سفينه مي خواستن برن نزديك خورشيد. دانشمندهاي خارجي ميان مي گن اين كار غير ممكن است. شما اگرنزديك خورشيد بشيد با سفينه ذوب مشيد.
. تركا ميگن كه فكر كرديد ما فكر اينجاش نكرديم.خب شب مي رويم ديگه!!!!!!!!!!!!

بزگترين دشمن بشر پوله پول._هر چي دشمن داري بده به من و خودتو خلاص كن

_زرى جون خيلى متأسفم كه اين حادثه سرتون اومد.هم خونتون سوخت ،هم شوهرت از دست رفت._اوه خيلى درد ناكه .
_ببينم وقتى خونه آتيش گرفت و تو از خونه خارج شدى شوهرت كجا بود؟
_اون خسته بود وخوابيده بود دلم نيامد از خواب بيدارش كنم.

_چرا با صندلى زدين تو سر شوهرتون؟
_آخه زورم نرسيد ميزو بلند كنم.

مي دونيد قزويني ها به ناف چي ميگن؟ سوراخ بي مصرف.

يه روز يه خانم ميره سوار هواپيما ميشه حالش به هم ميخوره ميريزه تو نايلون موقع پباده شدن خانم عقبي مي گه خانم ترشٍى هاتون را فراموش نكنيد.

تركه ايدز ميگيره . مي گه بابا آدم به كف دستشم ديگه نمي تونه اعتماد كنه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 13:9  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 22:23  توسط یه بنده خدا  | 

چه زیبا می شوی وقتی که می گردی سرپا سبز
تو را من دوســت می دارم تو را ای سبز بالا سبز

تو روح ســـبز بارانی , من آن نـــیلوفر خــــواهش
بیا بنشین کنارم سبز و بنشان خواهشم را سبز

دلم قد می کشـــــد تا آبشار صاف گیسویت
تو اما تشنه می خواهی مرا غرق تمنا سبز

به زیر اســـــمان چشــــم تو تا چند بنشــــینم
بگو پژمرده می خواهی مرا ای اسمان یا سبز

به هنگام عــبور از لحظه های آبی احساس
مرا پل می زند چشم تو از آبی ترین تا سبز

تو در چشم من آن زیـــباترین گـــل در بهارانی
به غیر از تو نمی بینم گلی در جمع گلها سبز

میان این همه گــــلهای رنــــگارنـــــگ باغ عشق
گل از چشم تو می چینم گل از چشم تو زیبا سبز

به شوق دیدنت سر می کشند از پشت پرچین ها
بــــهار آورترین گــــــلها هــــــمه محو تماشا سبز

فضــــــای دره از بــــوی بـــــهار آکنده می گردد
چون بر می داری آهسته قدم روی علفها سبز

بیا ای دختر دریا کــــــنار ســــــاحل چشمم
که دیدن دارد اینجا با تو چشم انداز دریا سبز

نه تنها عشق من احساس من یا شعر من شد سبز
که از لـــطف نــگاهت خـــــــاک هم گردیده حتا سبز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 22:20  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 22:19  توسط یه بنده خدا  | 

کاش می شد لحظه هارا قاب کرد

روزهای تیره را خواب کرد...

 زندگی را می توان در غنچه ها تفسیر کرد

با نگاه سبز باران عشق را تعبیرکرد


زندگي راپر ز احساس کبو تر ها نمود

 کينه را با نگاه ساده اي زنجير کرد

  همچو شبنم چشم را درچشم شقايهاگشود

    طرح يک لبخند را بر برگ گل تصوير کرد

    زندگي را مي توان در خلوت هر صبحدم 

    با وضوئي با دعايي با  خدا  تقدير کرد

   ***

 باز کــــن پنجــــــره ای رو به نــــگاهم ای دوست
دیرگاهی است که من چشم به راهم ای دوست

دور از آیینه چشــــــم تو به هم می مانند
روزهای من و شبهای سیاهم ای دوست

صبحــــگاهان که بر ارم نفــــــس از سوز جگر
می کشد سر به فلک شعله آهم ای دوست

من که در حاثه چون کـــــوه مــــــقاوم بودم
پیش طوفان غمت چون پر کاهم ای دوست

کسیت غیر از تو که از راه وفــا دریابد
زیر این بار گران بار گناهم ای دوست

دل سنگین تو با این همه بی رحمی ها
می کند عاقبت از غصه تباهم ای دوست

این منم عاشق بیچاره که در شادی و غم
جز رضای تو دگر هیچ نخواهم ای دوست

چشم از افتاده ترین عاشق خود باز میگر
باز کن پنجره ای رو به نگاهم ای دوست

***

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 22:10  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 22:7  توسط یه بنده خدا  | 

گفتم غم تو دارم

 گفتا به درک که داری!

گفتم که مال من شو

  گفتا عرضشو نداری!

   گفتم ز مهر ورزان رسم وفا بیاموز

  گفتا که برو گمشو از تو خوشم نیاید!

***

زندگی يعنی دو رکعت عشق ناب
زندگی یعنی نگاه آفتاب
زندگی خورشيد پر خون است و بس
سايه لک بيد مجنون است و بس
زندگی فریاد سرخ بادهاست
انعکاس تیشه فرهادهاست

***

من که دارم به جمال تو نـــظر فرهاد
در دلم نیست تمنای دگر چون فرهاد

آن چنان محو تماشای جمالت شده ام
که ندارم دگر از خویش خبر چون فرهاد

از سر راه تــــو گــــر کــــــوه بود بر دارم
عشق یعنی گذر از کوه خطر چون فرهاد

بر سر خوان تو هر چند کریمی ای دوست
سهم من نیست بجز خون جگر چون فرهاد

لـــب شــــیرینت اگر روزی خسرو نشود
چه کند گر نزند تیشه به سر چون فرهاد

***

مثل آهو می کشد گردن ولی رم می کند
با رمـــــیدنهای خــــود از عمر من کم کند

می نهد بر شتانه های خسته ام بار نگاه
بار سنگینی که پشت کوه را خم می کند

گرچه می ریزد شراب از چشم های مست او
کاسه صــــــبر مـــــرا لـــــبریز از غم می کند

با رقیبان می نشــــیند بـــاده نوشی می کند
چون مرا می بیند از غم چهره در هم می کند

بس که دور از چشم هایش سوگواری کرده ام
هر که می بیند مـــرا یــــــاد از محرم می کند

در عبور از لحظه های زندگی جز عشق نیست
آن که اســــــباب غـــــم ما را فراهم می کند

***

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 21:53  توسط یه بنده خدا  | 

لطفا پس از گشت و گذار در وب مانظربدهید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 0:0  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 23:56  توسط یه بنده خدا  | 

رشتي شب موقع خواب دستشوئيش ميگيره به زن ميگه خانم جامو نگه دار كسي نخوابه من الان ميام.

به رشتيه مي گن تاحالا زنت رو بوس كردي ؟ مي گه : اي.......دهنيه....!!!

تركه پرتقال خوني مي خوره ايدز ميگيره.

مي دونين توي قزوين بازي بيليارد 1000 تومان وتماشاي بازي 3500 تومانه ؟

اصفهانیه ميره رالي وسط راه مسافر ميزنه.

سوسكه از چاه ميآد بيرون ميگه:به اميديه هواي تازه تر .

يه بار يه تركه ميره استخر ميره زير اب بعد از 5 دقيقه مياد بالا نفس نفس مي زنه بعد ميگه بابا كاشي كاره عجب نفسي داشته.

يه روز يه تركه اكس زده بود بعد تو خيابون ميبينه كه از روبرو يه الاغه داره مي ياد مي گه واي چه توهمي من هم دارم ميرم هم دارم ميام.

به يه تركه ميگويند چرا قبض اب وبرق را دوست داري ميگويد چون پشت ان نوشته مش ترك گرامي.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 23:50  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 23:32  توسط یه بنده خدا  | 

از بس بزرگه از زير شلوارم معلومه نميدونم كجا جاش بدم هر وقت ميخوام ازش استفاده كنم روم نميشه درش بيارم عجب كوفتيه اين نوكيا3310 .

 يه صندوق صدقات قرص اكس مي خوره وام مسكن ميده.

يه معتادبه دوستش ميگه:شالي چندبارميري دشتشويي؟
معتادميگه:يدونه بهار_ يدونه تابشتون_ يدونه پاييژ_يدونه ژمشتون
اون يكي معتادميگه:باباپش بگواشهال داري ديگه.

يه تركه و يك رشتي همديگر را در جهنم ملاقات ميكنن رشتيه از تركه ميپرسه تو واسه چي مردي .تركه ميگه از سرما بعد تركه ميپرسه تو واسه چي مردي رشتيه ميگه از تعجب ميگه چطور رشتيه ميگه رفتم خونه ديدم زنم لخت روي تخت خوابيده همه جارو گشتم كسي رو نديدم از تعجب مردم تركه ميگه كاشكي داخل فريزر رو هم ميگشتي تا نه من از سرما ميمردم نه تو از تعجب.

رشتيه شب موقع خواب دعا ميكنه ميگه خدايا حق و به حقدار برسون صبح بيدار ميشه ميبينه بچهاش نيستند.

زنه حامله بوده وقتش زايمانش مي رسه مي بينه بچه به دنيا نيومد مي ره سونوگرافي مي بينه پسره جلوي دختره را گرفته مي گه جون آبجي را نداره نمي ذارم لخت بيرون بري.

يه نفر سوال ميكنه ببخشيد اون طرف خيابون كجاست ؟ با اشاره دست بهش نشون ميدن اونجا . ميگه من الان اونجا بودم بهم گفتن اينجاست.

تركه ميره دستشويي مبايلش زنگ ميزنه ميگه اهم.

يك روز يك نفر سوار تاكسي ميشه ولي در را نمي بندد راننده ميگه چرا در رانميبندي ميگه اهكي زرنگي مي خواهي دربست حساب كني.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 23:23  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 23:18  توسط یه بنده خدا  | 

يه روز يه آدمه به يه خانوم سر كوچه متلك ميندازه بعد خانومه شاكي ميشه مياد خونه به شوهرش ميگه آخه غيرتت كجا رفته مرد همين الان يه آقا سر كوچه به من فحش داد شوهرش كه رشتي بوده زنجيرشو برميداره ميره سر كوچه به يارو ميگه يا همين الان ميري خانوم مارو ماچ ميكني از دلش در مياري يا هرچي ديدي از چشم خودت ديدي.

به يه نفر مي گن چرا اين قدر سي دي تو خط داره
مي گه :رو آهنگ هاي قشنگش علامت×گذاشتم.

به اندازه دو تا چشمام دوست دارم ( ارادت مند شما موش كور )

به مرغه ميگن چرا تخم نميزاري ميگه شوهرم گفته واسه 75 تومان اندامتو خراب نكن.

يه خروسه ميره بالاي ديوار بهد از تو كوچه يه ماشين مرغي رد مي شه ميگه :بچه ها بياين سرويس دخترا اومد.

يه روز يه انگشتر ميره قزوين النگو برميگرده.

از نيوتن مي پرسن : چرا از افتادن سيب تعجب كردي . ميگه اخه من زير درخت گلابي نشسته بودم.

به يك تركه مي گن:ميتوني جسم شفاف را تعريف كني ؟
تركه: بله خب معلومه هر چيزي كه از اين طرف بشه آن طرفش رو هم ديد.
مي گن آفرين.
ميتواني يك مثال هم بزني تركه مي گه: مثل نردبان.

يه روز يه بچه شب كريسمس دعامي كنه
بابا نويل برام يك برادر بفرست .
بابانويل پيغام مي فرسته مامانت رو بفرست.

يه تركه مي خواسته پشتش روبخوارونه دستش نمي رسه يه صندلي مي ذاره زير پاش.

يك روز يك تركه ماشينش پنچر ميشه شروع مي كنه به فوت كردن از تو اگزوز . لره رد ميشه ميگه همين كارا رو كردين كه بهتون ميگن خر ديگه مگه نمي بيني پنجره پايينه.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 22:57  توسط یه بنده خدا  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 21:58  توسط یه بنده خدا  | 

 اصفهانیه یه 25 تومنی رو تو دستش هی فشار می داده دستش عرق می کنه می گه اگه تا صبحم گریه کنی خرجت نمی کنم.

 به ترکه می گن مادرتو بیشتر دوست داری یا پدرتو؟ می گه: مادرتو.

 به رشتیه می گن افراد خانوادتو نام ببر؟ میگه: صا ایران .امرسان .موبایل .امریکا! میگن : این چرت و پرتا چیه می گی؟ میگه: اخه شما نمی دونید : صا ایران دختر کوچیکمه هر روز بهتر از دیروز ! امرسان دختر بزرگمه زیبا جادار مطمین ! موبایلم خانوم جانه هیچ وقت در دسترس نیست ! امریکام خودمم که هیچ غلطی نمی تونم بکنم.

قزوینیه دم مرگ وصیت می کنه زیر سرسره خاکش کنن.

 به رشتیه می گن خاک یر سر بی غیرتت دیدی در خونتون مردای شهر صف کشیدن؟ رشتیه می گه: اقدس طلایی دیگه بابا.

به ترکه می گن خسته نباشی .می گه باشم چه گهی می خوری؟

 به معتاده می گن با 45و46و47و48 جمله بساز .می گه: چلا پنجه می کشی . چلا شیشه می کشی .چلا هشتی ناراحت . چلا حف نمی زنی!!!

سلام .خوبی؟ ببخشید مزاحم شدم .یه سوالی سالهاست داره روحم رو می خوره نمی دونم چکار کنم .می تونی جوابم رو بدی؟ ببخشید گاو حسن که نه شیر داره نه پستون چه حوری شیرش رو بردن هندستون؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 21:50  توسط یه بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 21:26  توسط یه بنده خدا  | 

سالها بود که تو را میکردم!

همه شب تا به سحر گاه دعا!

یاد داری که به من میدادی؟

درس ازادگی و مهر و وفا!

همه کردند چرا من نکنم؟

وصف چهره ی بسیار زیبای تو را!

تا ته دسته فرو خواهم کرد!

خنجری را به پهلوگاه خویش!

تا خم نشوی تو نرود !

قد رعنای تو از درگاه الهی!

(نظر فراموش نشه)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 21:23  توسط یه بنده خدا  | 

به هزار زبون بهش بگی ...دوست دارم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 13:41  توسط یه بنده خدا  | 

روزي بود روزگاري نداشت جنگلي بود كه درخت نداشت در اين جنگل شكارچي بود كه تفنگ نداشت روزي اين شكارچي باتفنگي كه فشنگ نداشت اهويي شكار كرد كه سر نداشت وانرا در كيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعر شاعري داشت كه اسم نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر كار گذاشتن روداشت.

گر بميرد پسري بر قبر او رويد گلي گر بميرند پسران دنيا گلستان مي شود.

گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود گر پسران کشته شوند کل جهان ليته شود.

میگن هر کی دروغ بگه میترکه.

رشتیه میگه: من ادم غیرتی هستم...بوم(ترکید)...اصفهانیه میگه: من ادمه دست دلبازی ام...بوم...

ترکه میگه:من ادمه...بوم...

وجه اشتراك يه ترك با خورشيد :::هر دوشون از پشت كوه میان.

وجه اشتراك يه ترك با پارک:::هر دو شون تاب دارن.

سر جاده رشت نوشته "از غيرت خود بكاهيد"

ترکه بعده 20 سال درس خوندن قاضي ميشه. ميره روي جايگاه ميشينه بهش ميگن حكم كن. ميگه: خشت.

بچه رشتيه به دنيا مي ياد براي شناسنامه بچه اش از اهالي محل مخرج مشترك مي گيره.

يه بار عروس مي ره گل بچينه , شهرداري مي گيرتش.

لره از كيوسك تلفن مياد بيرون .
ازش ميپرسن سالمه . ميگه آره ولي آفتابه نداشت.

قاضي^مرتيكه توخجالت نمي كشي اين بار چهارم مياي دادگاه دزد^تو خودتت خجالتت نميكشي هر روزاينجايي.

يك پيرمردي به زنش ميگه جيگرت را بخورم ميگه تو كه دندون نداري.

از رشتيه ميپرسن روي هم رفته چند بچه دارين؟ ميگه بررجان روي هم نرفته 3تا بچه داريم.

يه روز يه ترکه خودشو تو آينه ميبينه با خودش ميگه اين چقدر آشناست؟ بعد از يه ساعت فكر كردن ميگه آهان اين همون بدر سگيه كه امروز تو آرايشگاه يه ساعت زل زده بود به من.

                                   ...خوب بید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 13:14  توسط یه بنده خدا  | 

حتما نظر بدید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 19:35  توسط یه بنده خدا  | 

من متهم هستم من متهم هستم به بد بودن. من متهم هستم كه شايد . شايد دروغي گفـته باشم.شايد سلامي كرده باشم. شايد نگاهي را اميدي داده باشم .شايد در آن شعري كه دارم سايه اي باشد. شايد هزاران شايد ديگر. حتي قسم خوردم . با اشكهاي نازكي در چشمهاي شب نخوابيده .حتي براي چشمه بودن هم من متهم هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 18:58  توسط یه بنده خدا  | 

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم...،اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی
کنم.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 18:52  توسط یه بنده خدا  | 

چشمانت مثل دریاست

اجازه میدی جورابامو توش بشورم................

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 18:46  توسط یه بنده خدا  | 

شاخه ای تکیده؛ گل ارکیده با چشمای خسته ؛ لبهای بسته
غم توی چشماش آروم نشسته شکوفه شادیش از هم گسسته آه
آشنای درده؛ خورشیدش سرده؛ تو قلب سردش غم لونه کرده
مهتاب عمرش در پشت پرده؛ هر ماه سالش پائیز سرده آه
دستای ظریفش تو دست مادر؛ پیکر نحیفش چون گل پرپر از محنت و درد آروم نداره ؛
سایه سیاهی رو بخت شومش؛ ارکیده تنهاست زیر هجومش طوفان درد پایون نداره...
دست من و تو می تونه با هم قصری بسازه با رنگ شبنم
شکوفه ای که غمگین و سرده ؛ گل ارکیدست نمیره کم کم
بیا نذاریم گل ارکیده ؛ گلی که چهرش پاک و سپیده
که توی پائیز شاخه بوده ؛ بهار ندیده ؛ بمیره کم کم
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 18:34  توسط یه بنده خدا  |